| 06/28/2011 10:58 pm |
 Senior Member

Regist.: 06/28/2011 Topics: 18 Posts: 2
 OFFLINE | جغرافیای انسانی :
جمعیت :
بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375 استان مركزی 1228812 نفر جمعیت دارد از این تعداد 1/57 درصد در نقاط شهری و 9/42 درصد در نقاط روستایی سكونت داشت اند . در همین سال از كل جمعیت استان 156/616 نفر مرد و 656/612 نفر زن بوده اند . از جمعیت استان 3/38 درصد در گروه سنی كمتر از 15 سال ، 1/56 درصد در گروه سنی 15 تا 64 سال و 6/5 درصد در گروه سنی 65 سال و بیشتر قرار داشته اند . سمت وسوی تمامی نقل و انتقالات داخلی و مهاجرین كه از خارج وارد استان شده اند كانون های شهری مخصوصاً در شهر اراك و ساوه بوده است . قبل از دهه اخیر مردم استان برای یافتن كار و ادامه تحصیلات فرزندان و بالا بردن سطح زندگی خود از این استان به استان های تهران و اصفهان مهاجرت می كردند لیكن بر اثر جذب نیروهای بومی ، بسیاری از شهرستان های دیگر به این استان مهاجرت كرده اند .
نژاد :
با توجه به مطالعات باستان شناسی و تاریخی سابقه سكونت در این نقطه از ایران زمین به هزاره دوم و سوم ق . م باز می گردد . بعدها تمدن هایی در این سرزمین شكل گرفت كه هنوز آثاری از آن ها در تپه های باستانی و نقاط مختلفی از این سرزمین وجود دارد . كه خود حكایت از رد پای اقوام مختلف است .
بعدها با ورود اقوام آریایی و اختلاط آنها این نژادها در هم آمیختند . پس از اسلام نیز اقوام دیگری از جمله تركان و مغولان در این نجد سكنی گزیدند و با مردمان این نواحی در آمیختند .
زبان :
بیشتر مردم استان مركزی به زبان فارسی سخن می گویند. زبان تركی نیز در اكثر روستاهای اطراف اراك ، سربند و ساوه رایج است . در دلیجان مردم به زبان راجی حرف می زنند كه ریشه در زبانها و واژه های دوره مادی دارد .
در خصوص زبان راجی باید گفت كه این زبان بس شگفت كه نشانه های آن در بخشی از مركز ایران چون دلیجان و محلات و نراق و ... برجای مانده است . داستان از یك زبان نیرومند ایرانی می گوید كه به دلیل ویژگی های برتر خود نشان می دهد كه روزگاری دراز در یك قلمرو گسترده ، مركزیت داشته است و روز به روز با یورش زبانی پر می شود و در هم آهنگ و بی ریشه ، از سوی صدا و سیمای مركزی پهنه آن كمتر و كمتر می شود البته باید گفت ( گویندگان ایرانی كه در شهرها و روستاهای گوناگون ، با زبان های شیرین و ریشه دار خویش زیر ستم زبان رسانه های گروهی هستند . بدان روی كه این گفتارها از پایتخت ایران پخش می شود نام آن را فارسی نهاده اند و گمانشان بر این است كه این سیستم از سوی زبان فارسی بر زبانشان می رود ، باز آنكه این زبان یك زبان آمیخته از ده ها ، شاید صدها گویش گوناگون پدیدار شده است كه ریشه و مایه ایی ندارد و پایگاه آن را هم ندارد كه با نام فارسی دری از آن یاد كنیم بلكه بهتر است آن را ً گویش تهرانی نو ً بنامیم زیرا كه زبان تهران كهن نیز تا بدین پایه درهم ریخته نبوده است و برای خود زیبایی و پایه و مایه و دستور داشته است . چنانكه در برخی از جاها تنها اندك پیرمردان و پیر زنان واژه های آن را به یاد می آورند ، و در برخی جاها تنها نام آن بر جای مانده است اما خوشبختانه دلیجان كه به گویش راجی خود دلیگون خوانده می شود كانونی بنیرو است كه هنوز آن را بر زبان فرزندان می گذارند و اگر از سوی ادارات فرهنگ و آموزش و پرورش كوششی اندك در این زمینه شود می توان امید بدان بست كه در آینده باز هم به گونه یك زبان روان در آن شهرستان بكار رود و ما نیز از برتری ها و ویژگی های آن چنانكه بایسته و شایسته باشد برخوردار گردیم .
زبان تركی : زبانی اصلی اكثریت نقاط روستایی شهر ساوه می باشد ولی فارسی تنها در شهر ساوه شهر مأمونیه و در روستاهای آوه و الوسجرد ، زبان اصلی مردم می باشد و در سایر نقاط به عنوان زبان دوم با آن محاوره می شود . اما زبان كردی در روستای قره چای و شهر ساوه رایج می باشد . زبان ارمنی فقط در روستاهای چناقچی بالا و لار ساوه رایج است . گویش الویری از مشتقات زبان پهلوی میانه بوده و به گویش تاتی معروف است .
شهرستان محلات به زبان فارسی سخن می گویند . گویش اهالی روستای بزیجان محلات تركی با لهجه محلی است تمامی اهالی به زبان تركی صحبت می كنند و همچنین همگی اهالی كاملاً به زبان فارسی مسلط می باشند . اهالی دو روستای سعادت آباد و امیر آباد محلات به تركی صحبت می كنند و این مردمان نیز فارسی را خوب می فهمند و گویش اهالی روستاهای خورهه محلات فارسی با لهجه محلی است . افغانی های ساكن خورهه به فارسی ً دری ً صحبت می كنند . اهالی روستای عیسی آباد محلات فارسی با لهجه محلی است . گویش اهالی كوه سفید محلات فارسی با لهجه محلی است كه در گذشته به لری صحبت می كردند اما امروزه حتی افراد مسن نیز لری را به خاطر نمی آورند. نیم وری ها گویش رایج خودشان را فارسی می نامند و گویش اهالی همه نقاط اطراف را متوجه می شوند بجز دلیجان كه راجی است . گویش اهالی گل چشمه محلات گویش خود را لفظ فارسی می نامند و گویش نقاط همجوار را به خوبی می فهمند بجز گویش اهالی دلیجان . تفاوت گویش گل چشمه با دیگر نقاط این است كه دو حرف ً ح ً و ً ع ً را مانند عرب زبانان ادا می كنند . اما اهالی نینه محلات به دو دسته بختیاری و زندی تقسیم می شود كه بختیاری ها به لری و زندی ها به لكی صحبت می كنند . گویش مشترك بین دو طایفه لری است لازم به ذكر است كه لری و لكی رایج در روستا به شدت با فارسی آمیخته شده و اغلب كلمات محاوره ای فارسی است . اهالی نینه محلات همگی به فارسی مسلط هستند . گویش روستای یكه چاه محلات فارسی با لهجه محلی است كه به گفته اهالی روستاهای دیگر خراسانی صحبت می كنند و لهجه شان متفاوت با دیگر روستاها است اما در برقراری ارتباط با اهالی نقاط دیگر مشكلی ندارند .
شهرستان خمین از مراكزی است كه به علت وجود دشت های حاصلخیز مهاجر پذیر بوده است و اقوام مختلف در این منطقه به چشم می خورد . گروه های مهاجر به همراه فرهنگ و زبان مخصوص به خویش وارد شدند و بر اثر مرور زمان و در طی سالها در تبادلات فراوانی كه با همسایگان داشتند . علاوه بر تأثیر گذاری ، تأثیر پذیری نیز داشتند . كما اینكه امروزه در گروه های ترك زبان منطقه به خوبی مشاهده می شود كه زبان تركی كم كم به دست فراموشی سپرده می شود و بجزء چند روستا جوانان رغبتی به یادگیری و استفاده از آن ، ندارند .در شهر خمین زبان های تركی و لری نیز رواج دارد . در روستاهای مكان و خوگان فارسی نیز تكلم می شود . در میان مناطق بررسی شده در شهرستان خمین زبان تركی در غرب _ شرق و شمال و زبان فارسی در مركز و جنوب رواج دارد . روستاهای اطراف شهر خمین فارس زبان هستند . همسایگان روستای مكان ترك زبانند ، همسایگان روستای خوگان نیز همچنین ترك زبان هستند . در نزدیكی روستای ریحان علیا ، روستای فرنق ، آشمسیان اهالی برجك لر زبان هستند و بقیه به فارسی سخن می گویند .
روستاهای اطراف قیدو هما فارس زبان هستند . در شهر خمین و روستای قیدو جوان ها از زبان زرگری برای شوخی و مزاح استفاده می كنند . در بقیه نقاط بررسی شده زبان ساختگی وجود ندارد .
در طبقه بندی لهجه های ایرانی ، آشتیانی از زمره لهجه های مركزی ایران به شمار می آید و با لهجه های وفسی و امره ای ( رجوع شود به دائره المعارف بزرگ اسلامی ، جلد اول _ آب _ آل داوود صفحه 408 ) قرابت دارد . در سال 1335 خورشیدی این لهجه در 7 محله از بخش غربی شهر آشتیان متداول بوده و تنها روستائیانی كه بیش از 40 سال داشتند و در آن زمان تعداد آنان بیش از 1500 تن نبود . بدان سخن می گفتند . فارسی به تدریج جای لهجه قدیم را گرفته است . تنها آثار مكتوب قدیمی به این لهجه ، اشعار میرزا محمد علی بیدل آشتیانی ( سده 11 ق / 17 م ) است كه در اصفهان پایتخت صفویان مستوفی بود . از مختصات این لهجه به كار رفتن (ژ) در وسط و آخر كلمات ، غالباً به جای (ج) فارسی است مانند واجب = واژو ، كاج = كاژ . اهالی شهر آشتیان فارسی زبان می باشند اما لهجه آشتیانی كه تا چند دهه پیش متداول بوده امروزه به ندرت توسط كهنسالان بكار می رود .
در دلیجان همانطور كه پیشتر اشاره شد اهالی به زبان فارسی سخن می گویند اما در بعضی نقاط گویش راجی ، رایجی یا دلیجانی حرف می زنند . گویش دلیجانی ( راجی ، رایجی ) بازمانده زبان باستانی ایران است . ً راجی ، منسوب و معرب ری است كه به عبارتی به ری نسبت داده شده است . این واژه از دو جزء راج و ی شكل گرفته است و در كتب تاریخی گاه به صورت گویش (( رازی )) از آن نام برده شده است . راج ، معر (( راگ )) است كه در زبان پهلوی نام شهر ری بوده است . تا حدود هشتاد سال پیش در شهر دلیجان و نراق ( به خصوص محلات قدیمی آن مثل دنیاداران و پایین ) مردم با گویش راجی صحبت می كردند . اما امروزه به سبب ورود تلویزیون ، این لهجه زیر نفوذ زبان فارسی قرار گرفته و تنها سالخوردگان واژه ها و جمله هایی از آن را به یاد دارند و در برخی روستاها سالخوردگان فقط با این بهجه سخن می گویند و فارسی بلد نیستند . امروزه جوانان گرایش به سخن گفتن با این گویش را ندارند و به یقین می توان گفت كه رو به فراموشی است . تعدادی از مهاجرین نیز به لهجه های خود سخن می گویند كه عبارتند از : زندی های : به زبان لكی سخن می گویند _ لرها : به زبان لری سخن می گویند و بختیاری ها نیز به زبان لری حرف می زنند .
منطقه سربند آخرین نقطه تركیب و اختلاط زبانی است كه از یك سو تركی و از دیگری فارسی ، لری _ ارمنی و كردی در تضاد و تجانس با یكدیگرند اگر چه چند اقلیت ارامنه بقیه سعی دارند خود را فارسی زبان جلوه دهند لیكن گویش محلی بویژه با لهجه های كاملاً آشكار نشان از وجود چند زبانی را در منطقه می نماید .
مثلاً در مالمیر و قائیدان كه مردمی با چهره های گویش لری و محلی دارند زبان خود را فارسی می دانند و گاه ابراز می دارند كه ما نه تركیم و نه لر هستیم و زبان بخصوصی داریم مثلاً به من می گوئیم (( مMe )) در حالیكه لرها می گویند (( موMo )) در نظر اینگونه افراد جنسیت فارسی برتری دارد كه نشان از یك اندیشه پوچ و ساده گرایانه است و این در حالی است كه در منطقه منطقه لر نشین یك لر با افتخار خود را لر می نامد .
گرچه ریشه زبان فارسی و كردی و ارمنی و گویش لری همبستگی تام دارند لیكن تغییرات صوری و اشكال مذهبی آنها را از هم جدا نمود . زبان كردی فقط بصورت ایلی (( كلهر )) وجود دارد . روستاهای فارسی نشین به نسبت بیشتر از روستاهای ترك نشین است و در زبان ایشان ته لهجه ای دیده می شود .
زبان تركی برخی از اهالی این منطقه منشعب از آسیای مركزی است . گویش لری منشعب از كردی كه همانطور كه اشاره شد برخی از افراد این مناطق بدان سخن می گویند .
زبان تاتی ( وفس )
«زبان»
زبان و گویش : دربارة گویش عراقی (اراكی) باید گفت كه قبل از پیدایش شهر فعلی اراك در نقاط مختلف این بخش از ایران لهجه های مختلفی وجود داشت، از جمله گویش «تاتی » دو منطقه وفس، لهجه مردم شرا (چرّا) و كزاز و سربند كه هر كدام دو صورت و آوا تفاوتهایی با هم داشته و دارند، اما پس از بقای شهر اراك و اسكان گروهی مختلف در این شهر و مهاجران مردمی با لهجههای مختلف به این ناحیه یك تكنیك خاصی از لهجه های مختلف به وجود آمد كه تا پیش از پیدایش رادیو و سینما و تلویزیون متداول بوده اما با پیدایش رسانه های گروهی و تسلط زبان (لفظ قلم) با لهجه تهرانی و زبان رسمی دولتی گویش محلی كم كم فراموش گردید و اینك مردم اراك تا حدی بدون لهجه بوده و كتابی یا تهرانی سخن می گویند . ولی در روستاهای اطراف و خود شهر محاوره پیرمردان و پیر زنان همان لهجه قدیمی می باشد كه بیشتر لغات و الفاظ ریشه در زبان اوستایی و پهلوی داشته كه امروزه در حال نابودی و از بین رفتن است و ضرورت دارد برای حفظ و نگهداری واژه های اصیل و سره قدیمی به روستاها و در بین عشایر رفته و به جستجوی آن پرداخت، تا براین گنجیة ادب دست یافت.
«گویش تاتی »
گویش تاتی مسلماً یكی از لهجه های قدیمی زبان فارسی است و اگر اقوال شرق شناسان و زبان شناسان را ملاك بدانیم آثاری از زبان قدیم اقوام ماد در آن باقی مانده است.
زبانی كه تنها بدان سخن می گویند در زمانها گذشته گسترش بیشتری داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهشهایی كه انجام گرفته است كه زمانی همة اهالی آذربایجان، قزوین و طارم را فرا میگرفت. بعدها با اشاعه زبان تركی، تاتی كم كم از بین رفته و تنها ساكنان چند آبادی در سراسر دیار پیشین، این زبان را نگهداری و تا به امروز رسانده اند. از شمار تاتها كنونی آمار درستی در دست نیست.
از پیشینة تاریخی و سیر تكوینی هنوز آگاهی چندانی در دسترس نیست، ولی می توان گفت به قول احمد كسروی، تاتی كنونی ادامه و بازمانده آذری است.
او را نسكی نوشته است كه كلمة تاتی، ظاهراً اگر آغاز بر نژاد و قبیله ای اطلاق نمی شده است. قبایل صحرانشین كه اكثراً ترك بوده اند مردم زراعت پیشه و تخته قاپو ایرانی زبان را كه در زیر انقیاد خویش درآورده بودند، تات می خواندند. برخی دیگر از دانشمندان زبان شناس كلمة تات را با تاجیك مربوط می دانند .
ملك الشعرا بهار نوشته است تات به معنای تازیك و تاجیك یعنی فارسی زبانان ….. ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی تاجیك یا تاژیك می گفته اند، چنانچه یونانیان بربر و اعراب، عجم یا عجمی گویند. این الفاظ در زبان دری تازی تلفظ شرده و رفته رفته خاص اعراب گردید. ولی در توران و ماوراءالنهر لهجه های قدیم باقی مانده و به اجانب تاجیك می گفتند . تات تلفظ تركی به معنی عناصر خارجس ساكن سرزمین سرزمین تركان این لفظ در كتیبه های اورخان – قرن هشتم م – آمده است و تاریخی طولانی و پیچیده ای دارد و تغییرات در معنی آن راه یافته و مثلاً به ملل تحت استیلای تركان و بالاخص – در دوره استیلای تركان بر ایران – به ایرانیان اطلاق شده است.
بالاخره لفظ تات به گروه هایی از مردم ایرانی نژاد ساكن ایران و قفاز اطلاق شده است كه به لهجه های تاتی تكلم می كنند .
نكته دیگری كه باید بر آن توجه داشت این است كه در زبان ترك تات به معنی لذت و مزه نیز آمده است.
اما در روش تحقیق پیرامون زبانی كه در حال نابودی و فاقد خط و كتاب است آگاهی به یك هستة مركزی یا همان نمونه ای با توجه به مجموعه شرایط، اصیل تر لازم به نظر می رسد . لیكن تعیین چنان هسته یا نمونه اصیل تر دشوارتر است مگر این كه به ریشه و چشم اندازی از ویژگیهای زبان مورد نظر در زبانها گذشته پی برده شد.
شواهد و دلایل موجود همان اندازه كه وجه اشتراك و ارتباط بین تاتی با اوستایی و پهلویی را تكان می دهد ، گویایی پیوستگی های نزدیكی با زبان مادی نیز هست. ام دیاكونوف در تاریخ ماد صفحه 350 براین موضوع تأكید نموده است. تشابه و تفاوت زبان پهلویی با زبانها دیرین مانند تاتی و اوستایی ظاهراً به همان گونه ای است كه تشابه و تفاوت تاتی با آن زبانها است. در فرهنگ واژه های تاتی به نمونه های بسیاری برمی خوریم كه نشان می دهد زبان یاد شده گاه از زبان پارسی و پهلوی میانه هم به زبانها كهن تر نزدیكتر است، اگرچه مشخصاً نوشته ای به زبان فارسی در دست نیست ولی با آگاهی از این كه برخی از دانشمندان مثلاً دیاكونوف و اورانسكی مادی و اوستایی را كه زبان جدا از هم دانسته اند باز چنین به نظر می رسد كه زبان مزبور تفاوت چندانی با هم نداشته اند و اكنون تفاوتهایی در همان و در بین تاتی و تالشی وجود دارد. علمی ترین بررسی ها را دربارة لهجه های تاتی كه بازمانده زبان پیشین آذربایجان است. احسان یار شاطر در كتاب دستور زبان لهجه های تاتی جنوبی، لاهه – پاریس 1969 است.
دین :
قبل از حمله اعراب به ایران مردم این منطقه پیرو دین زرتشتی بودند .وجود آتشكوه های بزرگ مثل آتشكوه وره در آشتیان و آتشكده خورهه در محلات و اتشكده برزو در راهجرد در 65 كیلومتری شمال شرقی اراك و اتشكده های دیگر ، دلیل بر این مدعا است . اكثر به قریب اتفاق مردم این استان 6/99 درصد مسلمانند . ( شیعه اثنی عشری ) ارمنیان و زرتشتیان مهمترین اقلیت مذهبی استان هستند كه پیش از اسلام در این نواحی بصورت پراكنده می زیستند . در حال حاضر عده ایی بسیار كم از برادران و خواهران كلیمی مذهب نیز در استان ساكن هستند .
پیشینه تاریخی
استان مركزی در گذر زمان :
اراك در گذر زمان ، شهر اراك از نظر تاریخی نسبت به سایر شهرهای استان از قدمت چندانی برخوردار نیست ، زیرا زمان احداث شهر به دوره قاجار و سلطنت فتحعلی شاه می رسد . در اوایل سلطنت قاجار در بلوك عراق قسمت زیادی از محدوده ی استان مركزی به علت وسعت زیاد و جمعیت فراوان ، همواره نا امن بود . در زمان فتحعلی شاه كه قشونی به نام عراق تشكیل گردید یوسف خان گرجی از فتحعلی شاه تقاضا كرد تا برای این مركز قشون عراق عجم به قلعه ایی نظامی احداث كند با احداث این قلعه به نام سلطان آباد بنای اولیه شهر نهاده شد كه در سال 1231 شمسی به پایان رسید . هنگامی كه راه آهن جنوب از كنار شهر عبور كرد و ایستگاهی در كنار آن احداث شد نام این ایستگاه را اراك گذاشتند . اراك در سال 1356 ش به عنوان مركز استان مركزی انتخاب و در سال 1357 شمسی رسماً تشكیلات استان مركزی در این شهر مستقر شد . شهر قدیم اراك دارای چهار دروازه بود : 1 _ دروازه شهرجرد در مشرق 2 _ دروازه رازان در شمال 3 _ دروازه حاج علینقی در غرب 4 _ دروازه قبله در جنوب .
قلعه سلطان آباد یا بلده عراق در بدو تأسیس به منظور قلعه جنگی بنا شده بود و منظور بانی بیشتر از انتخاب محل به منظور جنبه سوق الجمیشی بوده است . این قلعه كه در بین ولایات كزاز و فراهان در مقابل دربند كرهرود قرار گرفته برای جلوگیری بگفته مورخین وقت از اشرار فراهان جای متناسبی بوده است . قلعه سلطان آباد محصور به دیواری ضخیم و خندقی عظیم و عمیق به عمق 8 متر بوده است . عمارت دولتی در قسمت شمال شهر واقع شده است . در اطراف شهر هشت برج احداث شده بود كه در سال 1244 چنانچه مكتوب است فتحعلی شاه در هنگام بازدید شهر 5 پنج عراده توپ برای حفاظت قلعه سلطان آباد در اختیار سپهدار ( یوسف خان ) گذاشت .
این شهر تا سال 1271 محل سكونت سپهدار قشون عراق بوده و نظری كه دولت با آنجا داشته همان جنبه سوق الجیشی شهر بوده در این سال به نقل اعتمادالسلطنه میرزا حسن نایب الحكومه عراق دكاكین شهر سلطان آباد و باغات و عمارات دیوانی را مرمت و تعمیر و غرس اشجار كرده و از بلاد دیگر از هر قبیل صاحبان صنایع و حرف به این شهر آورده سكنی داد.
مورخین عموماً هر جا با شهر اراك رو برو شده اند نسبت بنای شهر را بشخص یوسف خان گرجی داده اند از نقل مورخین چنان بر می آید كه شهر اراك را خود شخص یوسف خان از درآمدهای شخصی یا لااقل چنانچه بین عده ایی هم شهرت دارد و به همراهی و كمك متمكنین محل ساخته است . این شهر پس از ساخته شدن با تمام مضافات آن جزء املاك شخصی سپهدار بود تا در خلال سال های بین 1244 تا 48 كه بر اثر باقی كار شدن یا نظایر آن به ضبط دولت درآمده است .
حاج زین العابدین شیروانی كه كتاب بستان السیاحه خود را به سال 1248 به پایان رسانیده می نویسد : ً سلطان آباد كه همان عراق عجم است و یوسف خان گرجی بنا نموده و به غلامحسین خان پسرش رسیده است و اكنون در ضبط دیوان اعلی است . ً
در جایی دیگر ذكر شده شهر اراك فعلی قبل از سال 1317 خورشیدی به نام عراق و پیش از آن به اسم سلطان آباد و در بدو امر عنوان قلعه سلطان آباد داشته است . شهر اراك از بناهای زمان فتحلعیشاه قاجار است كه به دست محمد یوسف خان گرجی كه گویا این شخص برادر یكی از همراهان شاه كه از اهالی گرجستان بوده و به دلایلی شاه با سیاست وی را به بهانه امر و سامان دادن به این مناطق همراه سپاهی وی را گسیل داشته تا از مركز دور باشد ) بنا شده تاریخ بنای شهر را چنانچه در افواه معروف است به حساب 1231 ضبط نموده اند . ولی چیزی كه قابل ذكر است آن كه بنای شهر مشتمل بر حدود پنج هزار خانواده و چهار راسته بازار مسقف و نیز مشتمل بر بنای بزرگ ارگ دولتی و مدرسه و عده زیادمسجد و حمام با حفظ آنكه بانی شهر در اكثر ایام خود در جبهه جنگ های ایران و عثمانی و ایران و روس بسر می برده و نیز سال های جنگ خیلی ممتد و طولانی بوده و نمی توان بطور قطع به سالی معین نسبت داد بلكه درباره آن باید گفت طرح شهر در سال فلان ریخته شده و بنای آن در خلال سنوات فلان تا فلان لااقل ده ، بیست سال طول كشیده است ، تا صورت شهر به خود گرفته است . به هرحال عراق واژه ای تازی و معرب آن اراك است . اعراب پس از استیلا بر ایران نواحی مابین دو رود دجله و فرات و نیز منطقه كوهستانی جبال را عراق عجم می گفتند .
همانطور كه تا قبل از این اشاره كردیم شهر قدیم اراك دارای چهار دروازه بوده بازار كنونی اراك شبكه ارتباطی داخلی این دروازه ها بود و راه های اصلی و خارجی از این دروازه ها آغاز می شد . با عبور راه آهن از اراك و احداث خیابان و گذرگاه های جدید توسعه شهر در قسمت جنوب و جنوب غربی آغاز شد . براساس آمار كتاب ایرانشهر در سال 1320 ش ، جمعیت اراك 51000 نفر بود . از این تاریخ اراك نیز مانند سایر شهرهای كشور توسعه یافت . در سال های صلح و آرامش دیوارهای حفاظتی شهر برداشته شد و شهر اراك و نقشه منظم اولیه آن بی رویه رو به توسعه نهاد . موقعیت ترابری اراك مهمترین عامل توسعه شهر در سال های اخیر بوده است .
وجه تسمیه :
واژه اراك به معانی ، تخت پادشاهی _ پایتخت _ باغستان _ نخلستان ، شهرستان ، باغ و بارگاه اورده اند ، پروفسور هرتسفلد آلمانی ً اراك ً را بشكل فارسی كلمه ً عراق ً و به معنی سرزمین هموار دانسته است .
در زمان سلوكیان در منطقه ماد بزرگ بین همدان و ری شهری به نام كره نزدیك اراك كنونی وجود داشته است . واژه ً كره ً در دوران اسلامی به نام های الكرح _ كرح تغییر یافته است . از قرون اولیه اسلام و گسترش اسلام به داخل مرزهای كشور منطقه وسیع ماد بزرگ به جهان معرفی گردید ، در قرون دوم اسلامی نواحی بین همدان ، ری ، اصفهان را عراق نام نهادند .
شاه اسماعیل صفوی در سال 908 هـ ق سلطان مراد بایندری را كه از مدعیان حكومت در منطقه بوده است شكست داد و بعد از این پیروزی بود كه دستور داد در كرج آستانه امامزاده سهل بن علی را به دقت تعمیر كنند و بر روی آن گنبد و بارگاهی بزرگ بسازند از آن تاریخ شهر كرج را آستانه نامیده اند . در طول حكومت قاجاریه نیز شهرهایی نیز در این منطقه بنا و یا بازسازی گردید ، گرچه از زمان تأسیس شهر اراك ، مركز استان بر مبنای سلطان بیشتر از دو قرن سپری نشده است ، طی این خطه از كشور مهد تربیت و پرورش علما ، رجال و دانشمندان و ادبای بزرگ بوده است كه هر یك میراث جاودان ارزشمندی را در پهنه تاریخ و فرهنگ و ادب كشور از خود باقی گذارده اند .
مفاخر استان :
استان مركزی بلحاظ فرهنگی و مذهبی یكی از مراكز اصلی تربیت و پرورش اندیشمندان ، شعرا ، عرفا ، سیاستمداران و بزرگان مذهب و شیعه محسوب می شود . از مشاهیر و علما دینی و ادب و فرهنگ این سرزمی |
|
|