PersianGulf > تالار مباحث سیاسی
20 سال بعد شاید ...
Page 1 / 1
20 سال بعد شاید ...
06/29/2011 4:07 am

Senior Member


Regist.: 06/28/2011
Topics: 18
Posts: 2
OFFLINE
20 سال بعد احتمالا حکومتی باز تر و مفید تر از این خواهیم داشت اما آنقدر بدبختی و کثافت و امراض کهنه ی تاریخی سرمان ریخته که هر چه قدر هم این دستگاه خوب کارش را انجام دهد مثل همزدن گه با همزن مولینکس به اتفاق خوبی منتج نشود. یعنی در واقع حکومت دموکراتی که به تبع پایان دوران نفت در این مملکت ظهور کند میشود یک اداره ی حاشیه ای و خیلی معمولی که اصلا قرار نیست اتفاق هیجان انگیزی درآن بیفتد. کی می داند؟ اصلا شاید آن موقع سکولارهایی بسیار نزدیک با نظر من روی کار باشند اما همچنان همه ی ما نالان از بدبختی و فلاکتیم و تنها دلخوشیمان اینست که بهتر از این لابد نمی تواند باشد. و با این وجود برای دستیابی به کیفیت زندگی در حد کشورهای به سامان تر منطقه چون افغانستان و عراق برنامه ریزی های پیگیری می کنیم.

20 سال بعد  حتما داغدار بسیاری از کسانی هستیم که این روزها عزیز می داریم از فامیل  گرفته تا همسایه و مشاهیر و دوستان. که اگر بد شانس تر باشی اعضای نزدیک خانواده ت هم جزو این لیست سیاه خواهند بود. عزاداری ما فقط برای اینها نخواهد بود. چیزهای دیگری هم هست. مثلا دوستی های بیشتری که به خاطر گندهای زیرشکمی  احمقهایی که به طور متناوب هر 2  یا یک سال یکبار در اکیپ های رفاقتی می زنند  و هر بار چند نفری رو از اعتبار می اندازد و  بقیه را نسبت به هم بدبین تر می کند. لابد آن روز ها تنهاتر از امروزیم هر چند مهمانی هایی که میریم و خنده هایی که باهم سر میدهیم پر جمعیت تر و پر سروصدا تر خواهد بود. روزهایی که خبر هایی چون تجاوز های 50 نفره و 7 سالگی سن اعتیاد و تجاوز به محارم  و اختلاس های میلیاردی چون اعلام اوقات شرعی و وضع آب و هوا توجهی جلب نمی کند و بی وفایی و خیانت اگر تا اون موقع ارزش شناخته نشود حداقلش خانوم یا آقا روز تولدش رو با همسر و معشوقه اش دوره هم جشن می گیرند.  آخر شب ها را هم با وسایل یا شبکه های اجتماعی یا محصول دیگه ای از تکنولوژی روز سپری خواهیم کرد که فکرمان را  فرار بدهیم از توجه کردن به انحطاط و اضمحلال اخلاق و طبیعت نرمال. تا آن موقع علم پزشکی و تکنولوژی چنان پیشترفت کرده که دیگر کسی از ایدز و سرطان و این مزخرفات نمیرد و دراگ و مواد های جدید ساخته اند با گیرایی و سرعتی بیشتر تا رسیدن به مرگ.

کشوری با کشوری جنگ نمی کند مگر مواقعی برای تفنن و سرگرمی افکار عمومی جهان آن هم در خصوص کشورهایی که خیلی مهم نیستند که تا آن موقع سه قدرت بزرگ جهان که یک سرو گردن از باقی دنیا بالاترند احتمال جنگ را بین خودشان از بین برده اند و باقی دیگر از آنها حساب ویژه می برند.

حدس میزنم در آن موقع از نظر اقتصادی آدم موفقی محسوب می شوم و توی همین شهر زندگی می کنم و تا ته این 20 سال ، 3 یا 4 ماجرای عشقی دیگر را پشت سر گذاشته ام. ماجراهایی که   از قعر نا امیدی و یاس بالا می کشدت و بعد که به اوجش رسیدی دوباره همان مسیر برگشت را طی میکنی اما اینبار  کمی پایین تر از سطح گه پیشین که یکبار دیگر هم امیدت به عشق از دست برود و سعی می کنی با  کمک جادوی زمان و حساب کردن روی فراموشی و تلقین و ... تا 2 یا 3 سال دیگر موفق شوی وباز به این نتیجه برسی که  عشق چیز خوبی است.

هرچیز ملی که این روزها برایمان عزیزست مثل محیط زیست و جنگل و دریا یا مثل آثار باستانی و بافت تاریخی شهر و ... در مرز نیست و به کل نابود شدن خواهد بود. ولی برای رهایی از این نقصان ها معتاد نشده ام یا خودم را در سکس و الکل و سیگار غرق نکرده ام و  توانسته ام استعداد عجیبم را در بیخیالی و عبور از مسایلی که روزگاری برایم مهم بوده بسیار تقویت کنم.

47 سالگی آنقدر دیگر زندگی کرده ام که دنیا حرف جدید برایم نداشته باشد. نه! حتی 40 سالگی برای این کفایت دارد و 7 سال بعدی برای اطمینان بیشتر است . دلبستگی هم نیست .  دروغ نگویم هست. اما نه آنقدر که آدم به فکر خودکشی نیفتد
Quote   
Page 1 / 1
Login with Facebook to post
Preview